زندگی در نواحی گرم و خشك
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱٠  کلمات کلیدی:

مقدمه

كوير انتهاي زمين است. پايان سرزمين حيات است. در كوير گويي به مرز عالم ديگر نزديكيم و از آن دست كه ماوراء الطبيعه را كه همواره فلسفه از آن سخن مي گويد   و مذهب بدان سخن مي خواند در كوير مي توان به چشم ديد. مي توان احساس كرد و از آن دست كه پيامبران همه از دين جا برخواسته اند و به سوي شهرها و آباديها آمده اند.« در كوير خدا حضور دارد.»

« هبوط در كوير ،زنده ياد دكتر علي شريعتي.»

زندگي در نواحي گرم و خشك

اشكال فرسايش بادي در بيابانها

باد يك عامل فرسايشي مسلط در نواحي بياباني است. بادها در همه ي نقاط كره ي زمين
مي وزند ولي شدت و اهميت آنها در اين نواحي بيشتر است. شرايط آب و هوايي خشك،بادهاي شديد و مواد سطحي نرم از جمله عوامل انجام فرسايش بادي است. فرسايش بادي در بيابانها به   دو صورت حفر مواد و رسوب گذاري مواد صورت مي گيرد.

حفر مواد (كاوشي): هوا زدگي در نتيجه ي انبساط و انقباض طولاني مدت ،باعث خرد شدن     سنگها  و تبديل آنها به ذرات ريزتر مي شود. باد مي تواند ماسه هاي ريزي را كه به اين ترتيب به وجود مي آيند،با خود حمل كند.

به جابه جايي و دور شدن اين ذرات از محل پيدايش خود عمل باد بردگي مي گويند اين عمل در نواحي فاقد پوشش گياهي بسيار اهميت دارد و گودالها يا حوزه هاي باد بردگي را به وجود مي آورد. عمق بسياري از اين گودالها كم است اما گاهي به حدود يكصد متر هم مي رسد. به     هر حال ،عمق اين گودالها به وسيله ي آب هاي زير زميني كنترل مي شود.

بسياري از سطوح بياباني از سنگ ،قلوه سنگ و ريگ هايي كه باد قادر به حمل آنها نيست،پوشيده شده اند. به اين سطوح رك (سنگ فرش بياباني) مي گويند.

اگر باد ذرات ماسه به همراه داشته باشد همانند سمباده عمل مي كند و قدرت فرسايش آن بسيار افزايش مي يابد و عمل سايش را انجام مي دهد.بيشترين تأثير سايش باد در قسمت پايين و    نزديك به سطح زمين بر موانع سنگي است. به همين دليل زمينهاي مرتفعي كه در معرض سايش  باد قرار دارند ،داراي هواشي پر شيب يا عمودي هستند. سطح اين كناره ها اغلب به دليل   متفاوت بودن مقاومت لايه هاي مختلف رسوبي ،ناصاف است. اگر موانع سنگي منفرد در معرض سايش باد قرار گيرند ،به شكل سندان كفاشي يا قارچ در مي آيند و ستوني را بر جاي مي گذارند.

در برخي نواحي بياباني كه آب قبلاً شيارهايي را به وجود آورده است ،باد فرورفتگي هايي   U  شكل را ايجاد مي كند. اين فرو رفتگي ها با برجستگي ها ي واقع در بين آن ها از هم جدا شده اند. به اين بر جستگي ها ياردانگ مي گويند.رأس اين بر جستگي ها مسطح ،طرف رو به باد آنها پر شيب و طرف ديگر آنها كم شيب است. ياردانگها اغلب در رسوبات نرم درياچه اي گذشت  به وجود مي آيند و در برخي بيابانهاي دنيا از جمله بيابان غربي مصر و بيابان لوت ايران وجود دارند.

رسوب گذاري مواد(تراكمي): بادها ماسه ها را در سطح زمين يا نزديك آن طرف به طرف جلو جا   به جا مي كنند. بادهاي شديد نيز انبوهي از ذرات ريز (گرد و غبار) را به همراه مي برند. پس از آن كه سرعت بادها كاهش مي يابد ،مواد همراه آنها به صورت برجستگي هاي كوچك رسوب   مي كنند يا اينكه به شكل تپه هاي ماسه اي بر روي هم انباشته مي شوند.

متداولترين نوع تپه هاي ماسه اي ،برخان است. برخان ها هلالي شكلند و دو زايده ي طويل    در جهت باد دارند. اندازه ي آنها بسيار متفاوت است و بين 10 تا 20 متر ارتفاع دارند. بلندي  بعضي برخان ها در دشت لوت ايران به 40 متر نيز مي رسد. براي تشكيل تپه هاي ماسه اي علاوه  بر مقداري ماسه ،يك مانع كوچك يا بزرگ نيز لازم است. تپه هاي ماسه اي ايجاد شده ممكن است به مرور زمان بزرگ تر شوند اما حركت ماسه در دامنه ي كم شيب و طولاني رو به باد و ريختن آن به پاي دامنه ي پر شيب پشت باد ،باعث مي شود كه كل تپه به مرور زمان و به آهستگي به سمت جلو جا به جا گردد.

شكل ديگري از فرسايش تپه هاي ماسه اي طولي يا سيف است. اين تپه ها در جايي تشكيل
 مي شوند كه بادهاي غالب از دو جهت عمود بر هم بوزند و برجستگي ماسه اي كناره هاي   برخان را دچار  كشيدگي كنند.

ذرات ريزتر به مسافت هاي دورتري حمل مي گردند. ريزترين مواد حمل شده توسط باد ها    به صورت لايه هايي بر روي هم انباشته مي شوند كه به مجموع آنها لس مي گويند. خاكهای    لس بسيار ريز دانه و زرد رنگ اند و حالت لايه لايه دارند. اين خاكها را در شمال چين ،اروپاي مركزي و برخي نواحي ايالات متحده ي آمريكا و تركمن صحرا در ايران مي توان ديد. منشأ آن ها گرد و خاك بيابان ها و رسوبات خشك شده ي كف رودها و درياچه هايي است كه پس  از محو يخچال هاي طبيعي خشك شده اند.

توان محيطي نواحي گرم و خشك

بيشتر افراد ،بيابانها را با ويژگيهاي منفي مثل كمي بارش و دماي زياد مي شناسند. در حالي كه   اين محيط ها ويژگيهاي مثبت زيادي دارند كه براي انسان بسيار مفيدند ،از جمله ي اين ويژگيها  به موارد زير مي توان اشاره كرد:

1-ساعات آفتابي زياد : گردشگران نواحي مرطوب علاقه مندند كه اوقات فراغت خود را در نواحي گرم و خشك سپري كنند. علت اين امر آن است كه نواحي مرطوب اغلب آسماني  پوشيده از ابر دارند. در صورتي كه ساعات آفتابي در نواحي گرم و خشك بسيار زياد است و آسمان در بيشتر ايام سال صاف و فاقد ابر است و نور خورشيد درخشندگي خاصي دارد. پيشرفت اقتصادي و فناوري ارتباطي ،دست يابي سريع و آسان به محيطهاي گرم و خشك مختلف را آسان كرده است. سكون و آرامش اين محيط ها نيز براي گردشگران بسيار مطلوب است.

2-آسمان صاف و درخشان: آسمان صاف و اغلب بدون ابر اين محيط ها علاوه بر آن كه در هنگام شب زيبايي خاصي دارد ،شرايط مناسبي را براي مطالعات و تحقيقات نجومي و مشاهده ي اجرام فضايي فراهم مي كند. به همين دليل ،صنايع هوا فضا عمدتاً در اين نواحي تأسيس مي شوند.

3-وسعت زياد و كمي جمعيت: فضاهاي وسيع و اغلب خالي از جمعيت يا كم جمعيت نواحي  گرم و خشك ،براي آن دسته از فعاليت هاي انسان كه به مكانهاي خلوت نياز دارند ،محيط مناسبي است. آموزشهاي نظامي ،آزمايشهاي اتمي و برخي فعاليت هاي ورزشي مثل مسابقات اتومبيل   راني از جمله فعاليت هايي است كه در اين مناطق انجام مي شود.

4-انرژي: به دليل وزش بادهاي نسبتاً شديد و هميشگي در نواحي گرم و خشك و تأسيس نيروگاه هاي بادي در اين نواحي مي توان برق زيادي توليد كرد. همچنين با ايجاد نيروگاه هاي خورشيدي از تابش شديد و طولاني مدت آفتاب نيز براي توليد برق استفاده مي شود.

به كار گيري شيوه هاي جديد در نواحي گرم و خشك

1-ساختن سد و تجهيزات آبرساني:با ساخت سد بر روي رودهايي كه از نواحي مرطوب تر دنيا     سر چشمه مي گيرند ( مثل سد آسوان بر روي رود نيل در مصر) به جمع آوري آب و گسترش كشاورزي اقدام مي شود. از سوي ديگر ،با حفر چاه هاي عميق و نيمه عميق آب هاي زير زميني را استخراج مي كنند.

2-كشاورزي علمي: كشاورزي علمي با استفاده از فناوري جديد در حال حاضر در برخي نواحي گرم و خشك به ويژه كشاورزي توسعه يافته اجرا مي شود. كشورهايي چون استراليا و ايالات متحده ي آمريكا با استفاده از همين روش كشاورزي ،محصولاتي چون مركبات و گل و پنبه   توليد مي كنند.

3-ارتباطات هوايي: توسعه ي ارتباطات جديد مثل ارتباطات هوايي در نواحي گرم و خشك استراليا كه خدمات پزشكي و درماني به مزارع و واحدهاي كشاورزي پراكنده ي اين كشور ارائه مي دهد ،باعث توسعه ي اقتصادي كشور شده است.

4-توسعه گرشگري: با تأسيسات آب شيرين كن ها، هتل ها ،متل ها ، بانكها و مراكز تجاري در نواحي گرم و خشك ساحلي دنيا ،مراكز و شهرهاي كوچك گردشگري به وجود آمده اند.

5-استخراج معادن: با انتقال آب از نواحي مجاور و ساخت ذخاير آب در نواحي گرم و خشك داخلي (مثل نواحي داخلي استراليا) زمينه براي استخراج انواع منابع معدني چون نفت و گاز و آهن و ايجاد صنعت و شكوفايي اقتصادي فراهم شده است.

زندگي در نواحي گرم و مرطوب

در نواحي گرم و مرطوب به دليل شرايط آب و هوايي مناسب انواع بيشماري از گونه هاي   گياهي و جانوري زندگي مي كنند. اين تنوع در جنگلهاي استوايي بيشتر از جنگل ها ي مداري است.

جنگلهاي استوايي بسيار انبوه اند. تاج آنها از سه لايه ي مختلف تشكيل شده است و در هر لايه درختاني با ارتفاع معين قرار دارد. يك لايه به نام لايه ي زميني نيز در زير تاج يعني در نزديكي    و مجاورت كف جنگل قرار دارد كه از گياهان چسبنده ،خزنده ،و گياهان علوفه اي و مواد پوسيده تشكيل شده است. پيچك ها درختاني باريك و چوبي هستند كه حدود 20 ساتني متر ضخامت دارد و از گياهان معروف جنگلهاي استوايي به شمار مي آيد. برخي از آنها نرم و شبيه به طناب اند و شاخه ها و ساقه ي درختان بلند تر جنگلي از آنها محافظت مي كنند. آنها آنقدر رشد مي كنند ت به سطح بيروني تاج جنگل مي رسند و شاخ و برگ خود را روي آن پراكنده
 مي كنند.بسياري از پيچكها به درختان ديگر مي چسبند برخي از آنها دور تنه ي درختان
 مي چسبند. گياهان چسبنده در جنگلهاي استوايي بسيار زيادند.آنها به ساقه و شاخه هاي گياهان پيچ مي چسبند و از گياه ميزبان فقط به عنوان تكيه گاه استفاده مي كنند. گياهان بسيار زيادي      از جمله سرخس ها ، ثعلب ها ، خزه ها و گلسنگ از اين دسته اند. برخي از گياهان اين گروه  ريشه ي خود را در  خاك فرو مي برند و رشد آنها گاه به حدي مي رسد كه درخت ميزبان را محصور مي كنند و جايگزين آن مي شوند. (نظير انجير وحشي)

يكي از ويژگيها ي بسيار مهم جنگلهاي استوايي وجود تعداد بسيار زياد گونه هاي درختي در آنهاست. گفته مي شود كه حدود 1000 گونه درخت در هر كيلومتر مربع از جنگلهاي استوايي وجود دارد. انواع گونه هاي درختي اغلب در مساحت زيادي پراكنده اند. در نتيجه اگر بهره برداري از يك گونه ي درخت در اين جنگلها مورد نظر باشد ،براي جستوجو و قطع و حمل آنها نيروي كار بسيار زيادي مورد نياز است.

انسان بخش هايي از جنگلهاي استوايي را به زير كشت آورده و با اين كار ،در گونه ها و تركيب گياهان تغييراتي ايجاد كرده است. در اين نواحي ،در ختچه هاي بامبو گياهان پيچ ،نخهاي تيغ دار و بوته هاي خوار دار بسيار متراكم را مي توان ديد كه مانع عمده اي براي عبور و نفوذ    انسان به حساب مي آيند.

در جنگلهاي استوايي زندگي جانوري نيز بسيار غني است ،بطوري كه در مساحتي معادل 16    كيلو متر مربع از جنگل ،در يكي از مناطق جنگلهاي استوايي حدود 20000 هزار گونه حشره  وجود دارد. در حالي كه در كل كشور فرانسه فقط چند صد گونه حشره ديده مي شود. دليل اين تنوع و كثرت انواع حشرات ،يك نواختي محيط اين جنگلها و نبود فشارهاي طبيعي است.   زندگي جانوري در لايه هاي بالاتر جنگلهاي استوايي متنوع تر است علاوه بر حشرات ،پرندگان ،پستانداران و خزندگان بسياري در اين جنگلها زندگي مي كنند.

تغيير كاربري در جنگلهاي استوايي

تغيير در كاربري جنگلهاي استوايي را مي توان ناشي از عوامل مختلف دانست ،از جمله:

1-افزايش جمعيت: جمعيت ساكن در كنار اين جنگلها به مرور زمان ودر سده هاي اخير افزايش يافته و به همان ميزان ،نيازهاي غذايي انسان وحيوانات اهلي نيز زياد شده است. در نتيجه انسان براي تأمين غذاي مورد نياز خود ،محيطهاي مختللف از جمله جنگلها ي استوايي را مورد تهاجم قرار مي دهد و آنها را به زير كشت مي برد و به زمينهاي زراعي تبديل مي كند.

2-پيشرفت فناوري : با افزايش جمعيت و در نتيجه ازدياد نيازهاي مختلف انسان ديگر نمي توان غذاي مورد نياز را با روشهاي سنتي تأمين كرد. لذا شيوه هاي جديد و فناوريهاي نوين مورد استفاده قرار گرفته اند كه اين خود بيشتر باعث تغيير جنگلهاي استوايي شده است ،مثل كشت  گونه هاي انتخابي گياهان به جاي گونه هاي طبيعي.

3-توليد چوب: توليد چوب و الوار از جنگلهاي استوايي با وجود مشكلات زياد مربوط به حمل و نقل آن ها از جنگل به مقاصد ،با ورود اره هاي برقي نيرومند و كاميون هاي قوي ،بسيار افزايش يافته است. كشورهايي چون برزيل ،اندونزي ،هند ،نيجريه ،فيليپين و مالزي از كشورهاي پيشتاز درذ اين زمينه بوده اند.

4-مديريت جنگلها ي استوايي : شامل جنگل كاري مصنوعي براي بازسازي بخشهاي آسيب       ديده ي جنگلها ،مبارزه با آفات گياهي از طريق سم پاشي بر روي جنگل به وسيله ي هواپيما ،مديريت حيات وحش ،حفاظت آب و خاك و حفاظت از آتش سوزي است كه تأثيرات مثبت و منفي بر محيط اين جنگلها داشته است.

5-گسترش راه هاي ارتباطي: خطر فرسايش خاك در جنگلهاي آمازون در كشور برزيل محسوس است ،زيرا به دنبال احداث شبكه ي راه هاي سراسري آمازون ،بخش زيادي از جنگلها پاك سازي و به چرا گاه هاي كم ظرفيت تبديل شده است.

6-كشاورزي: اين فعاليت از چند هزار سال قبل وجود داشته اما مدتها به صورت فعاليت مختصر به گونه اي در جنگلهاي استوايي انجام مي شده است كه باعث نابودي اين جنگلها نمي شد به اين معني كه از كشاورزي نوبتي (متحرك) استفاده مي شد. يعني قطعه اي از جنگل را از هر گونه درخت پاك مي كردند و پس از چند سال كشت ،آن را ترك گفته و به زمين جديد مي رفتند. زمين ترك شده پس از مدتي خود به خود احيا مي شد اما با پيشرفت كشاورزي و رواج شيوه ي كشت متمركز وسعت زمينها مزكور افزايش يافت. اين زمينها پس از متروك شدن ،ديگر قاد ر به تبديل مجدد به جنگل نبودند . به اين ترتيب ،گونه هاي اوليه ي جنگلي در اين قسمتها از بين رفتند و گونه هاي جديدي به و جود آمدند.

7-شيوه ي زندگي بوميان: چادر نشينان آفريقايي محل سكونت خود را به وسيله ي آتش روشن مي كنند آنها با آتش زدن بوته هاي جنگلي ستون هاي دود را به اطراف منتشر مي كنند كه در تعقيب شكار براي بوميان بسيار مفيد است. از طرف ديگر ،با اين كار زمين براي چراي حيوانات آماده مي شود.

بديهي است كه اين انهدام وسيع جنگلها با مشكلاتي براي محيط و انسان همراه است. زيرا درختان جنگلي نه تنها محافظ طبيعي خاكها در مقابل فر سايش قطرات باران هستند بلكه از سرعت برخورد باران به زمين مي كاهند و باعث مي شوند آب ناشي از باران فرصت جذب در لايه هاي خاك را پيدات كند و جريان سطحي شديد آبها به وجود نيايد. هرزاب ها مخصوصاً روي شيبها و تپه ها ،شيارها و خندقهايي ايجاد مي كنند و خاك سطحي را از بين مي برند. با حذف جنگل ،رودخانه  ها توسعه مي يابند و بر مقدار آبرفت آنها به شدت افزوده مي شود منشاء اين آبرفت ها خاكهاي بدون محافظ است. اين آبرفت ها بر شكل رودخانه ها ،عمر مفيد سدها و اكو سيستم ها ي دريايي ساحلي و در نتيجه بر زندگي انسان اثرات مهمي به جا مي گذارند.